آشفتگی جنسیتی در نظریه کوئیر

آشفتگی جنسیتی در نظریه کوئیر؛ نگاهی مختصر به آرای جودیت باتلر

مقاله چهارم از سلسله مقالات آموزشی جنس و جنسیت

 

تئوری کوئیر را همان طور که در مقاله پیش به صورت مختصر اما جامع تعریف کردیم، نظریه ای است مرتبط با هر گونه هویتی که بشریت می تواند برای خویش تعریف کند و بر اساس آنها، قوانین و قواعد وضع کند و بدین شکل مناسبات جامعه را بچیند. البته که این چینش عمودی و افقی بر اساس این هویت ها، از ابتدای زیست گروهی این حیوان هوشمند، شکل گرفته و طی هزاره های زندگی او تغییر شکل داده، متحول شده، تخفیف و تضعیف شده، از بین رفته یا پس از دهه ها یا حتی قرن ها دوباره احیاء شده است.

اما آن چه گفتیم، مفهومی است که از هویت در این میان به کار گرفته می شود و نه آن چه که نظریه کوئیر پیرو آن مباحثه و جست و جو می کند. همان طور که گفته شد، اندیشمندان متعهد به این تئوری یا دست کم آنانی که حول محور آن به پژوهش می پردازند، در پی آن هستند تا پاسخ به این پرسش را بیابند که چگونه می توان ریشه های ضخیمی که هویت یابی و هویت دهی در بطن زیست بشری در جوامع گوناگون دوانده را شناسایی کرده و بندهایی که گره وار به دست و پای بشر زده است را از میان ببرند.

به جرأت می توان گفت که به نام ترین و پُر کارترین اندیشمند نظریه کوئیر، جودیت باتلر است. وی فیلسوف و نظریه پرداز حوزه جنسیت، متولد 1956 در ایالات متحده آمریکاست. حوزه تخصصی پژوهشگری او، فلسفه سیاسی، مطالعات قومیتی، فمینیسم، کوئیر، سکشوالیتی، مطالعات پدیدارشناسی، فلسفه یهودی و نظریات ادبی و … است و خود را متعلق به مکاتب انتقادی و موج سوم فمینیسم می داند. باتلر اگرچه کتب بسیاری در طول عمر حرفه ای خود به انتشار رسانیده، اما با کتاب آشفتگی جنسیتی (Gender Trouble: Feminism and the Subversion of Gender) در حوزه مطالعات جنسیت شناخته می شود که در سال 1990 به انتشار رسید؛ کتابی که مترجم، امین قضایی توسط نشر مجله شعر آن را به فارسی نیز برگردانده است.

آشفتگی جنسیتی در نظریه کوئیر

آشفتگی جنسیتی در نظریه کوئیر

باتلر در آشفتگی جنسیتی، مفهوم اجرای جنسیتی (Gender Perfirmance) را معرفی کرده و به تفصیل به توصیف آن می­پردازد. اجرای جنسیتی که بیشتر تحت عنوان پرفورمتیویته جنسیت شناخته می شود در آرای باتلر بدین معناست که جنسیت، مفهومی است که اجرا می شود و افراد تحت تلقین ها و تحمیل های متعدد آن را آموخته و به اجرا می گذارند و به قول خودش «نه قاعده ای جهان شمول از آن چه تو هستی». باتلر با این صدور گزاره عمق نظریات خود را به برساختگرایی اجتماعی پیوند داده و جنسیت را نه دارای پایه و مبنای ذاتی و ژنتیک و بر اساس جنس بلکه آن را امری آموختنی تلقی کرده که می تواند در شرایط مختلف، تغییر کرده و در بستر مناسبات متفاوت، از اشخاص متفاوت، متفاوت نیز اجرا شود.

در واقع برگرفته از نظریه کوئیر، جودیت باتلر، نظریه منحصر به فرد خود را نیز بنا گذاشت که با عنوان Gender Performativity شناخته شد و نظریه ای بود از دیدگاه پدیدارشناسی فمینیستی که بر پایه تجربه زیسته افراد تعریف شد. باتلر در نظریه اش از کارهای پدیدارشناس به نامی، به نام موریک مرلوپونتی و فمینیست مشهور، سیمون دوبوار  استفاده کرده و با قیاس آرای این دو در تفکر هر دو نفر، جنس را دارای موقعیتی تاریخمند و جنسیت را تفسیری فرهنگی از آن معرفی می کند اما ترکیب این دو آن چیزی است که نمایشی بودن جنسیت از آن اقتباس شده و نظریه ای جدید خلق شده است.

باتلر چنین بحث می کند که بهتر است و باید جنسیت را نوعی نمایش جمعی در نظر بگیریم تا کنشی فردی. نمایشی که مخاطبانی و حضاری در آن حضور دارند که شاهد کنش ها و واکنش های جنسیتی او هستند. باتلر  باور دارد که نمایشنامه این نمایش قرون متمادی است که بدون هیچ تلاشی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد اما چنین می افزاید که «اجرای جنسیت، خود موجب بازتولید جنسیت می شود».

باتلر در قیاسی جالب، سازمان نمایشی جنسیت را به عملکرد یک تئاتر تشبیه می­کند. او شباهات زیادی را از این قیاس به دست می آورد که مهم ترین آنان این است که برای هر نقش جنسیتی در جامعه نیز یک بازیگر وجود دارد همان طور که در یک تئاتر، هر نقشی بر عهده یک بازیگر است. اما وی به مهم ترین تمایز میان نمایش جنسیت و تئاتر نیز اشاره کرده و این مهم ترین تمایز را کمتر بودن هراسی معرفی می کند که در یک کار تئاتری وجود دارد چرا که تفاوت زیادی میان واقعیت و صحنه نمایش است؛ اجرای جنسیت در واقعیت است که اتفاق می افتد.

باتلر در واقع بازی کردن نقش های جنسیتی مختلف را زیر سایه تحمیل هایی مورد نظریه پردازی قرار می دهد که همراه با تنبیه و تشویق های گوناگونی است که فرد در یک ساختار اجتماعی مملو از این تعاریف، گزاره ها و کلیشه های جنسیتی از آنها سود برده یا ضرر می کند. آن چیزی که از کودکی برای آنها تعریف شده و بدون هیچ گونه کوششی توسط دستی نامرئی آن قدر طبیعی جلوه داده می شود که جای هیچ گونه اما و اگری را برای فرد باقی نمی گذارد. این چنین نظام جنسیتی میان نسل های بشری جا به جا شده و بر مناسبات اجتماعی جا خوش می کنند.

باتلر در «آشفتگی جنسیتی»، منتقدانه آثار سیمون دوبوار، ژولیا کریستوا، زیگموند فروید، ژک لکان، لوس ایریگاری، مونیک ویتیگ،  ژک دریدا و به صورتی خاص و منحصر به فرد، آرای میشل فوکو را بررسی کرده است.

باتلر با تأکید بر این که جنس، امری است بیولوژیک و جنسیت، امری است اجتماعی، اما  در این کتاب نقدی جدی را به فمینیست ها در استفاده از این دو مفهوم وارد می کند و آن تلاش فمینیست ها در معرفی زنان به عنوان گروهی مجزا و فاقد تاریخ است، با مشخصه هایی مشترک که همین منجر به ایجاد و افزایش ستم به آنان شده است. باتلر تأکید می کند که این دیدگاه، تقابل در روابط جنسیتی را تقویت می کند چرا که منجر به ایجاد دو گروه جنسیتی می شود: مردان و زنان.

جودیت باتلر باور دارد که فمینیست ها نباید تلاش کنند تا «زنان» را تعریف کنند بلکه باید روی این موضوع متمرکز شوند که چرا اساساً هویتی به نام زن بودن نه تنها در ساختار قدرت تعریف شده و فهم ما از «زنانگی» را در جامعه ایجاد کرده بلکه در متن جنبش زنان نیز این تعاریف را القاء می­کند. باتلر در این کتاب با قدرت ارتباط میان جنس و جنسیت را مورد حمله قرار داده و جنسیت را امری انعطاف پذیر، سیال و تأثیرناپذیر از عوامل ثابت تعریف می کند.

باتلر در پیش گفتار انتشار کتابش در سال 1999 چنین می نویسد:

آشفتگی جنسیتی در جست و جوی راه هایی است تا نشان دهد همین تفکر «چه چیزی ممکن است» در زندگیِ «جنسیتی شده» با فروض قاهرانه و عادی شده، مسدود شده است. کتاب هم چنین به دنبال از میان بردن تمامی تلاش هایی است که گفتمانی از حقیقت را به کار می گیرند تا کنش های جنسی و جنسیتی اقلیت را مشروعیت زدایی کنند (باتلر، 1385: 10).

باتلر در آشفتگی جنسیت با استفاده از روشی برگرفته از آرای میشل فوکو استدلال می کند که جنس بدون جنسیت هیچ است و بنابراین خودش هم دارای تاریخی گفتمانی و فرهنگی است.

البته که نمی توان در این مطلب به تمام آرای باتلر به خصوص آن چه که در آشفتگی جنسیتی بدان پرداخته، پرداخت اما در مطالب بعدی این سلسله مقالات، از نظریات باتلر برای تشریح دیگر مفاهیم و موضوعات مرتبط استفاده خواهد شد.

قابل ذکر است که باتلر، اندیشمندی تنها محدود به مفهوم جنسیت و نظریات پیرامون آن نبوده و همان طور که پیش تر گفته شد با استفاده از جامع بودن و بی حد و مرز بودن کاربرد نظریه کوئیر درباره مسائل سیاسی مهم قرن هم چون تضادهای اسرائیل و فلسطین نیز، نظریه پردازی کرده است.

 

هجدهم ژوئیه دو هزار و هفده

وانیار

 

منبع استفاده شده:

باتلر، جودیت، آشفتگی جنسیتی، ترجمه امین قضائی، نشر مجله شعر، 1385

http://gendertrouble.poetrymag.ws/GENDERTROUBLE.pdf

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *