سامان ارسطو و نمایش خودکار بیکار

سامان ارسطو بازیگر و کارگردان ایرانی که سالها بعنوان فرزانه ارسطو در عرصه هنر درخشید و زمانی که به این نتیجه رسید که جنس(جسم بیولوژیک) و  جنسیتش(تصور روانی فرد از نقش های جنسیتی در جامعه و زندگی فردی اش) بایکدیگر تضاد دارند،تصمیم به عمل تطبیق جنس گرفت و بهمین دلیل از طرف صدا و سیمای ج.ا بایکوت شد.امروز سامان ارسطو پس از سختی های فراوان برای طی کردن خط قرمزهای پیش رو در وزارت فرهنگ و ارشاد،توانست مجوز تئاتر هنری خود(تئاتر خودکاربیکار)را بگیرد و آن را در تماشاخانه پایتخت در تهران به نمایش گذارد.
نام نمایش خودکاربیکار است برای تمام خودکارهایی که در زمانی که باید از سامان ارسطو و حرکت فرهنگی اش دفاع میکردند،بیکار شدند و از ترس ننوشتندو سکوت کردند!
اما چرا این تئاتر از نظر من اهمیت دارد؟
دلیل اهمیت این تئاتر از نظر من قبل از فرم هنری کار و استفاده از بازیگرانی که خود را جزء اقلیت جنسی میدانند و به همین دلیل به بهترین شکل ممکن ارتباط حسی با بیننده برقرار میکنند،موضوعیست که بیان میشود.در نمایشنامه این تئاتر بر چند موضوع تاکید میشود که کاملا خلاف گفتمان حاکم ج.ا؛مبنی بر طرد اقلیت های جنسی و بیمار دانستن ترنس ها و تاکید بر درمان اختلالات و بیماری های آنها؛میباشد.
برای نمونه:
در این تئاتر بارها تاکید بر تفاوت جنس بیولوژیک و_ جنسیت روانی افراد میشود بدون اینکه در ادامه به دوگانه ی زنانه مردانه ی جامعه فرهنگی ایرانی اسلامی،برسد.
 _در قسمتی از نمایش ما نقدی بر دوآلیسم مردانه زنانه در جامعه میبینیم که این دقیقا خلاف گفتمان حاکم و حتی گفتمان حاکم بر فعالین اجتماعی ترنس ها در داخل ایران است.
_بر خلاف سایر فعالیت های حمایتی از ترنس ها در ایران،در این کار سعی نمیشود تا بخاطر حمایت از ترنس ها،همجنسگرایان و دوجنسگرایان و سایر اقلیت های جنسی،نفی و سرکوب و  مورد توهین واقع شوند و حتی بارها بجای واژه ی ترنس،از اقلیت های جنسی گفته میشود.
_مساله بسیار مهم تری که سامان ارسطو به آن میپردازد،نگاهی تازه به مساله ترنسکشوالیته نه بعنوان  یک بیماری قابل ترحم بلکه بعنوان یک حس طبیعی که حتی میتواند به قدرت فرد بدل شود.در نمایشنامه و گفتگوی بعد از نمایش که با یک ترنس که میهمان برنامه بود انجام شد(برای آشنایی با زیست ترنس ها در جامعه ی ایران) ما بارها میبینیم که یاد آوری میشود ترنس ها موجوداتی

مترحم و ضعیف نیستند.
_نکته بعدی نقد سیستم قضایی و اداری ج.ا ایران در حمایت از ترنس هاست که با وجود تمام مدارک و مجوز ها بازهم ترنس ها در ایران در عدم امنیت روانی بسر میبرند و حتی از اولیه ترین حقوق فردی یعنی حق رفت و آمد هم بی بهره هستند و بارها و بارها به فضای امن روانی و جسمی این افراد تجاوز میشود.
نتیجه اینکه من از تئاتر سامان ارسطو حمایت میکنم زیرا نوید دهنده ی تشکیل یک موج جدید از فعالین اجتماعی حوزه ترنس ها و اقلیت های جنسی است که به بلوغ سیاسی رسیده اند و به مساله ی ریشه ایِ جنسیت زدگی و سکسیسم و مردسالاری و حاکمیت دیکتاتوری مذهبی و ناعدالتی اجتماعی و ارتباط این عوامل  با سرکوب اقلیت های جنسی میپردازند و این میتواند فرصتی مناسب و حرکتی روبه جلو و فضایی اماده برای نسل بعد تلقی شود.
نویسنده: ژانین پارسا
سوم دسامبر دوهزار و هفده

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *